بگذاريد روسيه جلوي ايران را بگيرد
نگاه نيويورک تايمز به يک راه حل تازه - سه شنبه 3 دی 1387 [2008.12.23]
نيک دوار نه ماه از تصويب آخرين قطعنامه تحريم شوراي امنيت سازمان ملل عليه ايران مي گذرد. آن قطعنامه مانند دو قطعنامه پيش از خود، نتوانسته است تهران را مهار کند، و اين کشور بزودي اولين سلاح هسته اي کارآمد خود را توليد خواهد کرد. نهادهاي اطلاعاتي غرب تخمين زده اند اين تاريخ دورتر از اواسط سال 2010 نخواهد بود.
مشکلي که دربارۀ قطعنامه هاي شوراي امنيت وجود دارد اين است که چين و روسيه، به عنوان دو عضو دائم اين شورا، از تن دادن به اعمال ابزارهاي تنبيهي خودداري مي کنند. بدون تحريم هاي سخت تر، اميدي نيست که ايران در تصميم خود براي ساخت بمب تجديد نظر کند و سرانجام تن به مذاکره جدي با غرب بدهد. تحريم هاي که بتوانند به ايران آسيب برسانند، نظير ممانعت از واردات بنزين به داخل، مي توانند جلوي تهران را در توليد بمب بگيرند.
روسيه، کليد تصويب قطعنامه سفت و سخت تر عليه ايران در شوراي امنيت است، و اين راه را براي باراک اوباما باز مي کند. او بايد بعد از در دست گرفتن زمام امور، امتياز بزرگي را به روسيه پيشنهاد بدهد. آمريکا بايد طرح استقرار دفاع موشکي در اروپاي شرقي را که روسيه شديداً مخالف آن است، به حالت تعليق درآورد يا ملغي اعلام کند. ضمناً بايد جانب احتياط را دربارۀ پذيرش کشورهايي به ناتو که درمحدودۀ نفوذ روسيه محسوب مي شوند، ملاحظه بيشتري کند.
روسيه هم بايد به سهم خود در موضع سخت تر غرب عليه برنامه هسته اي نظامي ايران شرکت کند و از تحويل سلاح هاي نامتعارف به اين کشور خودداري کند. بسياي از اين تجهيزات سرانجام به دست حزب الله لبنان و يا ساير گروه هاي شبه نظامي ديگر مي رسد.
اگر روسيه به پشتيباني از فشارهاي اقتصادي سنگينتر عليه ايران تن بدهد، آقاي اوباما مي تواند مسير دوگانه اي را در پيش بگيرد: گزينه تهديد نظامي را دوباره روي ميز بگذارد، و البته در عين حال بدون هيچ پيش شرطي به گفتگوي مستقيم با ايران بپردازد. اينکه در قدم اول از ايران چه درخواستي مي شود، به آينده مربوط است. سه ماه بعد از آغاز گفتگوها، ايران بايد ملزم به توقف برنامه غني سازي شود. البته از ايران خواسته نمي شود دست به انتشار علني اين خبر بزند، زيرا اين کشور نگران است در چشم مردم خود و منطقه، ضعيف به نظر بيايد.
مذاکره بايد به موضوعاتي بپردازد که از مسأله هسته اي فراتر برود. ايران خود را به چشم يک قدرت منطقه اي نگاه مي کند، کشوري که به تاريخ، فرهنگ غني و قابليت نظامي و فني خود افتخار مي کند. ضمناً مذاکره به موضوعاتي نظير امنيت عمومي خليج فارس، آينده حضور آمريکا در عراق، نقش سوريه در لبنان و تلاش دربارۀ برقراري آرامش در افغانستان و پاکستان هم مي پردازد.
اگر چنين توافق سه جانبه اي به نتيجه برسد، هر سه طرف با وارد شدن کمترين خدشه به وجهه خود، برنده ماجرا خواهند بود. آمريکا نقش پيشتاز خود در حوزه بين المللي را که سالها تحت الشعاع تصميمات دولت بوش قرار گرفته، باز مي يابد. ضمناً از آنجا که آمريکا ادعا مي کند سيستم دفاع موشکي در برابر کشورهائي نظير ايران به کار گرفته خواهد شد، توافق ياد شده موضوعيت آنرا از ميان برخواهد داشت.
هرچند روسيه از تحويل سلاح و انجام برخي معاملات تجاري با ايران دست مي کشد، اما براي روسيه منافع فراواني در اين توافق درمقايسه با حفظ ارتباط با يک کشور منزوي وجود خواهد داشت. دست برداشتن آمريکائي ها از ايدۀ سپر موشکي، يک پيروزي براي ولادمير پوتين محسوب خواهد شد. ضمناً روسيه به دليل مشارکت در پيشگيري از بحراني که مي تواند يک ايران مجهز به بمب هسته اي براي دنيا ايجاد کند، از احترام بين المللي برخوردار خواهد شد.
ايران نيز در قبال دست کشيدن از روياهاي هسته اي خود، از زير بار تحريم هاي وحشتناک خارج مي شود، به آغوش جامعه جهاني بازخواهد گشت و در نهايت از منافع اقتصادي و سياسي شناخته شدن به عنوان يک قدرت منطقه اي برخوردار خواهد شد.
اگر اتفاق غيرمترقبه اي رخ ندهد، ايران به زودي تبديل به يک قدرت هسته اي مي شود و اين دولت اوباما را در وضعيت ناخوشايندي قرار خواهد داد. اين موضوع نه تنها طرح هاي آمريکا در عراق و افغانستان را دچار پيچيدگي مي کند، بلکه هرگونه مذاکره صلح ميان اسرائيل و فلسطينيان و نيز همسايه سوري آن کشور را به مخاطره مي اندازد. آمريکا و اسرائيل هر دو به استقبال رهبران جديد خود در سال آينده مي روند. اميدواريم نخست وزير جديد اسرائيل متوجه عقلانيت موجود در توافق ميان آمريکا، ايران و روسيه بشود و بپذيرد که اوباما مي تواند خاورميانه و تمام صحنه بين المللي را تغيير بدهد. راه ديگر ماندن در همين بن بست است که دراينصورت ايران روز به روز به تهديد بزرگتري تبديل مي شود.
منبع: نيويرک تايمز- 20 دسامبر
نگاه نيويورک تايمز به يک راه حل تازه - سه شنبه 3 دی 1387 [2008.12.23]
نيک دوار نه ماه از تصويب آخرين قطعنامه تحريم شوراي امنيت سازمان ملل عليه ايران مي گذرد. آن قطعنامه مانند دو قطعنامه پيش از خود، نتوانسته است تهران را مهار کند، و اين کشور بزودي اولين سلاح هسته اي کارآمد خود را توليد خواهد کرد. نهادهاي اطلاعاتي غرب تخمين زده اند اين تاريخ دورتر از اواسط سال 2010 نخواهد بود.
مشکلي که دربارۀ قطعنامه هاي شوراي امنيت وجود دارد اين است که چين و روسيه، به عنوان دو عضو دائم اين شورا، از تن دادن به اعمال ابزارهاي تنبيهي خودداري مي کنند. بدون تحريم هاي سخت تر، اميدي نيست که ايران در تصميم خود براي ساخت بمب تجديد نظر کند و سرانجام تن به مذاکره جدي با غرب بدهد. تحريم هاي که بتوانند به ايران آسيب برسانند، نظير ممانعت از واردات بنزين به داخل، مي توانند جلوي تهران را در توليد بمب بگيرند.
روسيه، کليد تصويب قطعنامه سفت و سخت تر عليه ايران در شوراي امنيت است، و اين راه را براي باراک اوباما باز مي کند. او بايد بعد از در دست گرفتن زمام امور، امتياز بزرگي را به روسيه پيشنهاد بدهد. آمريکا بايد طرح استقرار دفاع موشکي در اروپاي شرقي را که روسيه شديداً مخالف آن است، به حالت تعليق درآورد يا ملغي اعلام کند. ضمناً بايد جانب احتياط را دربارۀ پذيرش کشورهايي به ناتو که درمحدودۀ نفوذ روسيه محسوب مي شوند، ملاحظه بيشتري کند.
روسيه هم بايد به سهم خود در موضع سخت تر غرب عليه برنامه هسته اي نظامي ايران شرکت کند و از تحويل سلاح هاي نامتعارف به اين کشور خودداري کند. بسياي از اين تجهيزات سرانجام به دست حزب الله لبنان و يا ساير گروه هاي شبه نظامي ديگر مي رسد.
اگر روسيه به پشتيباني از فشارهاي اقتصادي سنگينتر عليه ايران تن بدهد، آقاي اوباما مي تواند مسير دوگانه اي را در پيش بگيرد: گزينه تهديد نظامي را دوباره روي ميز بگذارد، و البته در عين حال بدون هيچ پيش شرطي به گفتگوي مستقيم با ايران بپردازد. اينکه در قدم اول از ايران چه درخواستي مي شود، به آينده مربوط است. سه ماه بعد از آغاز گفتگوها، ايران بايد ملزم به توقف برنامه غني سازي شود. البته از ايران خواسته نمي شود دست به انتشار علني اين خبر بزند، زيرا اين کشور نگران است در چشم مردم خود و منطقه، ضعيف به نظر بيايد.
مذاکره بايد به موضوعاتي بپردازد که از مسأله هسته اي فراتر برود. ايران خود را به چشم يک قدرت منطقه اي نگاه مي کند، کشوري که به تاريخ، فرهنگ غني و قابليت نظامي و فني خود افتخار مي کند. ضمناً مذاکره به موضوعاتي نظير امنيت عمومي خليج فارس، آينده حضور آمريکا در عراق، نقش سوريه در لبنان و تلاش دربارۀ برقراري آرامش در افغانستان و پاکستان هم مي پردازد.
اگر چنين توافق سه جانبه اي به نتيجه برسد، هر سه طرف با وارد شدن کمترين خدشه به وجهه خود، برنده ماجرا خواهند بود. آمريکا نقش پيشتاز خود در حوزه بين المللي را که سالها تحت الشعاع تصميمات دولت بوش قرار گرفته، باز مي يابد. ضمناً از آنجا که آمريکا ادعا مي کند سيستم دفاع موشکي در برابر کشورهائي نظير ايران به کار گرفته خواهد شد، توافق ياد شده موضوعيت آنرا از ميان برخواهد داشت.
هرچند روسيه از تحويل سلاح و انجام برخي معاملات تجاري با ايران دست مي کشد، اما براي روسيه منافع فراواني در اين توافق درمقايسه با حفظ ارتباط با يک کشور منزوي وجود خواهد داشت. دست برداشتن آمريکائي ها از ايدۀ سپر موشکي، يک پيروزي براي ولادمير پوتين محسوب خواهد شد. ضمناً روسيه به دليل مشارکت در پيشگيري از بحراني که مي تواند يک ايران مجهز به بمب هسته اي براي دنيا ايجاد کند، از احترام بين المللي برخوردار خواهد شد.
ايران نيز در قبال دست کشيدن از روياهاي هسته اي خود، از زير بار تحريم هاي وحشتناک خارج مي شود، به آغوش جامعه جهاني بازخواهد گشت و در نهايت از منافع اقتصادي و سياسي شناخته شدن به عنوان يک قدرت منطقه اي برخوردار خواهد شد.
اگر اتفاق غيرمترقبه اي رخ ندهد، ايران به زودي تبديل به يک قدرت هسته اي مي شود و اين دولت اوباما را در وضعيت ناخوشايندي قرار خواهد داد. اين موضوع نه تنها طرح هاي آمريکا در عراق و افغانستان را دچار پيچيدگي مي کند، بلکه هرگونه مذاکره صلح ميان اسرائيل و فلسطينيان و نيز همسايه سوري آن کشور را به مخاطره مي اندازد. آمريکا و اسرائيل هر دو به استقبال رهبران جديد خود در سال آينده مي روند. اميدواريم نخست وزير جديد اسرائيل متوجه عقلانيت موجود در توافق ميان آمريکا، ايران و روسيه بشود و بپذيرد که اوباما مي تواند خاورميانه و تمام صحنه بين المللي را تغيير بدهد. راه ديگر ماندن در همين بن بست است که دراينصورت ايران روز به روز به تهديد بزرگتري تبديل مي شود.
منبع: نيويرک تايمز- 20 دسامبر

No comments:
Post a Comment