Monday, December 22, 2008

عقب نشيني ها جامعه را به اين روز انداخته

عقب نشيني ها جامعه را به اين روز انداخته
نجات بهرامي در مصاحبه با روز:‏ - سه شنبه 3 دی 1387 [2008.12.23]

roozonline
محمد رضا فروغي
‎ ‎نجات بهرامي، نايب رئيس کميته سياسي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادورار تحکيم)، معلم و دانشجوي کارشناسي ‏ارشد رشته حقوق است. با او در مورد انتخابات رياست جمهوري گفتگو کرده و از او پرسيده ايم که آيا حمايت سازمان ادوار از ‏عبدالله نوري، بهانه اي براي تحريم انتخابات نيست. پاسخ هايش در پي مي آيد.‏
‏<‏strong‏>به چه دليل سازمان دانش آموختگان در انتخابات دهم‏‎ ‎از کانديداتوري عبدالله نوري حمايت مي کند؟ چه ويژگيهايي او ‏را از ديگران متمايز مي سازد؟<‏‎/strong‏>‏
انتخاب نوري به اين دليل است که وي از يکسو‎ ‎به دليل آشنايي با ساختار قدرت وشناختي که از چگونگي پيشبرد امور در قالب‎ ‎جمهوري اسلامي دارد، از توان خوبي براي پيشبرد اهداف تحول خواهان برخوردار است واز‎ ‎سوي ديگر ويژگيهاي يک رهبر ‏قاطع را نيز در خود جاي داده است. عبدالله نوري در دوران‏‎ ‎وزارت خود ثابت کرد که از شجاعت و قاطعيت براي پيشبرد ‏اهداف سياسي برخوردار‏‎ ‎است.به نظر من وي بيش از ساير نيروهاي پيرامون خاتمي، پيام مردم را در دوم خرداد سال‎ ‎هفتادوشش درک کرد، بيش از همه براي پيشبرد دموکراسي کوشيدوبيش از همه هزينه داد.با‎ ‎نگاهي به روزنامه خرداد با ‏مديريت عبدالله نوري در آن سالهاي پر التهاب، مي توان‏‎ ‎در خصوص ديدگاههاي تحول خواهانه و دموکراتيک نوري به يقين ‏رسيد.‏‎ ‎
‏<‏strong‏>با توجه به اينکه بحث انتخاب آقاي خاتمي مطرح است و اين نکته که به هر حال او شناخته شده تر است و امکان ‏بيشتري براي راي آوردن دارد به گمان شما مطرح کردن آقاي نوري انتخابي منطقي و واقع بينانه در اين شرايط دشوار ‏است؟بهتر نيست همه گروهها بکوشند آقاي خاتمي را راضي به حضور در صحنه کنند؟‏‎ ‎
در اينجا دو مسئله مطرح است. اول امکان راي‎ ‎آوردن بيشتر خاتمي است که فکر نمي کنم چندان با واقعيت تطبيق داشته باشد. ‏بسياري از‏‎ ‎اصلاح طلبان نگاهي نوستالژيک به هشت سال رياست جمهوري خاتمي دارند اما اين مسئله در‎ ‎ميان مردم و ‏نيروهاي جوان دانشگاهي به اين شکل نيست. حتي 22 ميليون راي خاتمي در‏‎ ‎سال هشتاد را مي توان آرايي مشروط دانست که ‏بسياري از مردم با خوف و رجاء به خاتمي‎ ‎دادند. تصور اينکه مديريت احمدي نژاد مردم را متمايل به رياست جمهوري خاتمي ‏کرده، تصوري ساده انگارانه است. با نگاهي گذرا به لايه هاي مختلف جامعه و‏‎ ‎ديدگاههاي مردم، شاهد ديدگاه رو به جلو و ‏طولي هستيم که به انتخاب ميان بد و بدتر‎ ‎راضي نمي شوند‏‎.‎اما در مورد شرايط سخت پيش رو براي انتخاب‏‎ ‎عبدالله نوري با ‏شما موافقم. مسدود کردن پي در پي دريجه هاي تنفس در جامعه از سوي‎ ‎اقتدارگرايان و نبود واکنش هاي لازم از سوي اصلاح ‏طلبان در زمان خاتمي، حکومت‎ ‎را براي انجام کارهايي چون رد صلاحيت و دستکاري در آراء مردم جسورتر کرده و اين‎ ‎شرايط در سال آينده نيز قطعا وجود خواهد داشت. اما اين نبايد به عقب نشيني تحول‏‎ ‎خواهان و راضي شدن آنها به ثمن بخس در ‏انتخابات منجر شود. در واقع همين عقب نشيني‎ ‎هاي تدريجي در دوران قبل بوده که جامعه را به نقطه اي رسانده است که ‏امروز‎ ‎شاهد آن هستيم. اين سيکل منظم فشار از آنها و عقب نشيني از ما بايد در جايي‎ ‎متوقف شود. هيچ دستاوردي در دوران ‏هشت ساله اصلاح طلبان، نمي تواند اين همه کوتاهي و قصور را‏‎ ‎توجيه کند‎.‎
‏<‏strong‏>آيا معرفي کانديدايي غير از کانديداهاي اصلي اصلاح طلبان(کروبي و خاتمي) بيشتر به قصد ايجاد تفرقه در ميان ‏اصلاح طلبان و به هم زدن بازي آنها صورت نمي گيرد؟<‏‎/strong‏>‏
اگر قرار باشد بازي اصلاح طلبان بر هم‏‎ ‎بخورد، قبلا از طرف گروههاي ديگري بر هم خورده است و اين را کسي انکار نمي ‏کند.‏‎ ‎حضور همزمان خاتمي و کروبي اگر بر هم خوردن بازي است، که ديگر سازمان دانش‎ ‎آموختگان در اين زمينه مرتکب ‏گناهي نشده و اگر روندي عادي است که به دموکراسي‎ ‎در ايران کمک مي کند، پس وجود کانديداهاي ديگر را هم توجيه مي ‏کند. البته‏‎ ‎من بر اين باورم که دوران اصلاحات سالهاست که به سر آمده و اصلاح طلبان از آنجايي‎ ‎که در قالب يک « جبهه ‏‏» فعاليت مي کردند، دير يا زود انسجام خود را بايد از دست‎ ‎مي دادند و از اين زاويه مي شود جبهه دوم خرداد را با جبهه ملي ‏دوران مصدق مقايسه‎ ‎کرد.جبهه يعني گرد آمدن نيروهاي مختلف و گاه متضاد براي انجام ماموريتي موقتي و‏‎ ‎سپس فروپاشي ‏آنها.اما سازمان دانش آموختگان تحول خواهي و تلاش‏‎ ‎براي استقرار دموکراسي را سر لوحه فعاليتهاي خود قرار داده و با نگاه ‏به چنين‎ ‎چشم اندازي در حال حرکت است. دلايل انتخاب نوري هم بارها در اظهارنظرهاي دوستان‏‎ ‎سازمان و در طول جلسات ‏مختلف به سمع افکار عمومي رسيده است و اتفاقا همانگونه که‎ ‎اشاره کرديد، اين اقدام به جا و قاطعي است که سازمان را از دل ‏اختلافات و مباحث بي‎ ‎فايده بيرون مي برد و به فعاليتهاي ما صبغه اي ايجابي مي‎ ‎بخشد‎. ‎‎ ‎ ‎‏<‏strong‏>آيا حمايت از عبدالله نوري يافتن بهانه اي خوب براي تحريم انتخابات نيست؟<‏‎/strong‏>‏
سازمان براي تحريم انتخابات احتياجي به‏‎ ‎بهانه و دستاويز ندارد ما انتخابات ديگري را بخاطر سازوکارهاي غير دموکراتيک ‏حاکم‎ ‎برآن تحريم کرديم واينجا هم اگر هدف اصلي تحريم بود بدون شک آنرا اعلام مي کرديم.متاسفانه‎ ‎تحريم انتخابات هم انگي ‏شده است که برخي گروهها به خاطر عدم پيروي ما از مواضع‏‎ ‎آنها، به سازمان مي زنند. اتفاقا در انتخابات مجلس ثابت شد که ‏اگر آنها هم از مشي‎ ‎سازمان پيروي مي کردند، از هر لحاظ بهتر و عاقلانه تر بود. آقايان از عدم تحريم چه‎ ‎نتيجه اي گرفتند که ‏به آنها اجازه انتقاد از گروههايي چون سازمان را مي دهد ؟ خلاصه‏‎ ‎اينکه اگر نتيجه گيري سازمان به تحريم ختم مي شد، دليلي ‏براي لاپوشاني نبود. اما‎ ‎به اعتقاد ما با نگاهي بازتر به گزينه سازمان و بحث جنبش اجتماعي در کنار شرايط سياسي و ‏اقتصادي‎ ‎جديدي که در ايران و جهان شاهد آن هستيم، مي توان عمق استراتژيک اين رويکرد را‎ ‎بهتر مشاهده کرد‎. ‎
‎ ‏<‏strong‏>امکان برگزاري يک انتخابات آزاد و عادلانه را چگونه ارزيابي مي کنيد؟آيا اتحاد گروههاي اصلاح طلب جهت ‏برگزاري انتخابات آزاد را ميسر مي بينيد؟<‏‎/strong‏>‏
اتحاد در خصوص دفاع از انتخابات آزاد هميشه‎ ‎در بين نيروهاي اصلاح طلب به صورت کلامي وجود داشته و هيچ کس منکر ‏آن نبوده است.‏‎ ‎آنچه مايه نگراني شديد نيروهاي تحول خواه است، فقدان اراده عملي قاطع براي دفاع‏‎ ‎از آراء مردم در انتخابات ‏است. اينکه آقاي کروبي و خاتمي از دستکاري شدن آرا مردم‏‎ ‎گلايه مند باشند، هيچ دردي را دوا نخواهد کرد. اين نکته نه تنها ‏در ايران که در‎ ‎همه جهان نکته اي بديهي است. اينگونه نيست که انجام انتخابات سالم در کشورهاي‎ ‎دموکراتيک ناشي از ‏خيرخواهي حاکمان باشد، بلکه اين ساختارهاي طراحي شده و قانوني‎ ‎هستند که با اراده مردم طراحي شده اند و مانع انجام تقلب ‏و ديگر موارد اينچنيني مي‎ ‎شوند.در ايران هنوز هم به دنبال پيشبرد امور با ريش سفيدي و مذاکره پشت پرده هستند‎ ‎که عملي ‏بيهوده است. به نظر من با توجه به سابقه بدي که اقتدارگرايان در انتخابات‎ ‎از خود به جا گذاشته اند، اگر اصلاح طلبان مي ‏خواهند در اين زمينه کاري انجام دهند، چاره اي ندارند جز اينکه قبل از انجام انتخابات، تکليف خود را با حاکميت روشن‎ ‎کنند؛ ‏به اين شکل که خواهان تضمينهاي عملي و شفافي براي شرکت در انتخابات باشند‏‎. ‎البته با عقب نشيني هاي سنگر به سنگر ‏اصلاح طلبان و عدم وجود قاطعيت در آنان، اکنون حرف و سخن آنان کمتر گوش شنواييدا مي کند، اما اين شيوه از هر جايي ‏که آغاز‎ ‎شود مي تواند کارساز باشد‎.. ‎
‏<‏strong‏>در سال هاي اخير سازمان‎ ‎دانش آموختگان، از جمله گروه هايي بوده است که بيشترين انتقاد را از اصلاح طلبان به‎ ‎دليل عدم فعاليت در جامعه مدني داشته است. آيا خود سازمان فعاليتي دراين زمينه‎ ‎داشته يا اينکه مصداق عالم بي عمل و زنبور ‏بي عسل بوده است؟<‏‎/strong‏>‏
بدون شک سازمان دانش آموختگان با‎ ‎وجود سابقه و امکانات محدودي که در اختيار دارد، در اين زمينه بسيار موفق عمل کرده‎ ‎است. شما اگر با گروههاي فعال در عرصه جامعه مدني ارتباط بر قرار کنيد و نظر آنها‎ ‎را جويا شويد، متوجه ارتباط مستمر و ‏مداوم سازمان با آنها مي شويد. جالب اينجاست‎ ‎که حتي در زمينه دفاع از حقوق شهروندان و ديگر فعاليتهاي حقوق بشري، ‏سازمان نقشي بر‏‎ ‎جسته و پيشرو داشته است تا جايي که بسياري از افراد آن را به شکل يک سازمان دفاع از‎ ‎حقوق بشر مي ‏شناسند. ارتباط با فعالان حقوق زنان، اقوام، دانشجويان و ديگر اقشار‎ ‎جامعه نيز در سطحي عالي بر قرار است‏‎..‎
‎ ‎‏<‏strong‏>آيا در سازمان دانش آموختگان برنامه اي جهت گسترش تشکيلاتي وجود دارد؟<‏‎/strong‏>‏
اتفاقا يکي از موفقترين احزابي که البته با‏‎ ‎توجه به کمبود امکانات مالي بسيار قدرتمند عمل کرده است، سازمان دانش آموختگان ‏است.‏‎ ‎بسياري از احزاب با وجود امکانات مالي مناسب، همچنان از انجام اين مهم ناتوانند‎ ‎و متاسفانه همچنان هم دانشجويان را ‏نيروهايي آماده براي پيشبرد اهداف سياسي خود مي‎ ‎دانند. تا جايي که اکثر اين گروهها منتظر دعوت دانشجويان براي سخنراني ‏مي مانند تا‏‎ ‎از اين طريق سياستهاي حزبي خود را جلو ببرند. اما سازمان دانش آموختگان هم اکنون در‎ ‎بسياري از شهرهاي ‏کشور شعبه هاي خود را داير کرده و دوستان در آنها به نحو چشمگيري‎ ‎مشغول فعاليت هستند.با اين اوصاف تبديل شدن شعبات ‏سازمان در شهرستانها به مرکز ثقل‎ ‎فعاليتهاي سياسي، چندان دور از انتظار نيست‎. ‎
‏<‏strong‏>گفته مي شود که ‏‎ ‎بسياري هنوز تفاوت ادوار با تحکيم را نمي دانند و در منظر افکار عمومي به نظر مي رسد ‏سازمان دانش آموختگان بيش از آنکه حزب باشد يک سازمان دانشجويي است.آيا برنامه اي براي تغيير اين نگاه به سازمان ‏وجود دارد؟<‏‎/strong‏>‏
نمي توان اين نکته را ناديده گرفت که‎ ‎سازمان توسط دوستاني تشکيل شد که سوابق درخشان و پررنگي در فعاليتهاي دانشجويي‎ ‎داشتند، اما در سالهاي اخير شکل فعاليتهاي سازمان به صورتي بوده که کم کم از‏‎ ‎حالت دانشجويي خارج شده و در حد يک ‏حزب سياسي تمام عيار عمل کرده است. شايد‎ ‎بتوان صبغه دانشجويي را در برخي از ديدگاههاي آوانگارد و پيشرو که در پاره ‏هاي از‏‎ ‎موارد از سوي سازمان بروز و ظهور پيدا مي کند، رديابي کرد اما در مجموع سازمان‏‎ ‎دانش آموختگان در قد و قامتي ‏ظاهر شده است که اکنون همه افراد و گروههاي داخل کشور‏‎ ‎آن را حزبي سياسي مي دانند. در خارج از کشور شايد زمان ‏اندکي لازم باشد که سازمان‏‎ ‎را از فعاليتهاي دانشجويي منفک و متمايز کنند‎. ‎‎ ‎ ‎‏<‏strong‏>ظاهرا سازمان دانش آموختگان بيش از آنکه حزبي در پي کسب قدرت باشد گروهي حقوق بشري و ديده بان جامعه ‏مدني است؛ در اين صورت چه اصراري داريد که خود را حزب بناميد؟<‏‎/strong‏>‏
اين دو گانگي اصولا مختص دوران گذار در‏‎ ‎کشورهاي در حال توسعه است که احزاب و گروههاي سياسي متصدي دفاع از ‏حقوق بشر، ديده باني براي جامعه مدني هستند. تاريخ احزاب بزرگ‎ ‎و عمده در غرب هم اين نکته را نشان مي دهد که نبايد ‏اينگونه فعاليتها را‎ ‎آرمانگرايانه دانست و آن را نکوهش کرد. به هر حال در شرايطي که نشانه هاي جامعه‏‎ ‎مدني ظاهر شده، اما ‏آن را به شکل کامل در کشور نداريم، اين وظيفه احزاب و گروههاي‎ ‎فعال سياسي است که هم به قدرت و انتخابات بينديشند و هم ‏در کنار آن براي فراهم کردن‏‎ ‎بستر فعاليت و زمينِ بازي، يا همان جامعه مدني، بجنگند. سازمان دانش آموختگان‎ ‎البته در اين ‏زمينه فعالتر از ساير گروههاست و در اين زمينه دغدغه بيشتري دارد که‏‎ ‎به نظر من يک مسئوليت اخلاقي و قابل احترام است. ‏چنانچه جامعه مدني قدرتمندي به‏‎ ‎وجود بيايد، آنگاه دستيابي به قدرت براي اجراي ايدئولوژي حزبي در اولويت‎ ‎است‎
.‎

No comments:

Post a Comment