مخالفت سپاه پاسدران با طرح دولت "وحدت ملی"
هفتهنامه «صبح صادق» ارگان رسمی سپاه پاسداران با انتشار مطلبی تحت عنوان «دولت نجات ملی- دولت وحدت ملی» مخالفت خود را با این طرح اعلام کرد و نوشت : شعار «نجات ملی» از سوی گروه های دوم خردادی در ماه های گذشته و مرتبط با مباحث انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری مطرح گردید. البته پیش از این و در سال گذشته و در آستانه انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی نیز همین شعار از سوی گروه های دوم خردادی مطرح گردید و جریان دوم خرداد ، در آن انتخابات سعی داشت با ارائه یك تحلیل خاص از اوضاع كشور و شرایط منطقه ای و بین المللی ایران، ضرورت تشكیل مجلسی با عنوان «مجلس نجات ملی» را به اثبات برساند. شعار نجات ملی برای انتخابات مجلس هشتم برای طراحان آن ثمری نداشت و اكنون آنان به دنبال بهره گیری از این شعار در انتخابات ریاست جمهوری هستند. شعار «نجات ملی» بر این فرض و تحلیل استوار است كه كشور در بدترین شرایط قرار گرفته و خطرات جدی منافع ملی و امنیت ملی را تهدید می نماید و جریان های سیاسی در شرایط كنونی، باید در فكر نجات كشور باشند. در انتخابات مجلس هشتم، دوم خردادی ها اینگونه وانمود می كردند كه اكثریت مجلس هفتم كه نمایندگان اصولگرا بودند، به گونه ای رفتار كرده كه كشور را با وضعیت شكننده و خطرناكی روبه رو كرده اند و باید مردم افرادی را روانه مجلس هشتم نمایند كه قابلیت كنترل اوضاع سیاسی كشور برای رهایی از خطرات در واقع نجات كشور را داشته باشند.
دوم خردادی ها طی سالهای اخیر، همواره سعی كرده اند اوضاع كشور را بحرانی نشان داده و اینگونه وانمود نمایند كه اصولگرایان و به ویژه دولت نهم عامل پیدایی این شرایط بحرانی و خطرناك برای كشور هستند. البته به كارگیری این شگرد و یا راهبرد مبتنی بر مرعوب سازی مردم از سوی دوم خردادی ها برای پیشبرد اهداف موردنظرشان، تازگی نداشته و حتی زمانی كه دو قوه مجریه و مقننه را در اختیار داشتند به چنین استراتژی متوسل شده بودند. دوم خردادی ها در سالهای 1376 تا 1384 برای تحقق شعارهای ساختارشكنانه خود تحت عنوان اصلاحات، كشور را مواجه با بحران های جدی خارجی و داخلی معرفی كرده و اصلاحات را تنها راه نجات كشور معرفی می كردند. مروری بر روزنامه های زنجیره ای در این سالها، بررسی بیانیه های كنگره های حزب مشاركت ، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و دیگر احزاب دوم خردادی، تحلیل محتوای سخنرانی ها و مصاحبه های چهره های برجسته و افراطی دوم خردادی مانند حجاریان، عبدی، تاج زاده، آغاجری ، بهزاد نبوی، آرمین، مزروعی، علوی تبار و تحكیم وحدتی های رادیكال، در طی آن سالها، نشان می دهد كه دوم خردادی ها چگونه تلاش كردند تا با ترساندن مردم مسیر اصلاحات موردنظر خود را هموار سازند و با جلب حمایت مردم برای چنین اصلاحاتی، مخالفین خود را وادار به عقب نشینی نمایند.
یكی از اهداف دوم خردادی ها در دوران موسوم به اصلاحات، برقراری رابطه با آمریكا تحت عنوان تنش زدایی و عدول از سیاست ظلم ستیزی و استكبار انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران بود. از راهبردهای دوم خردادی ها در این راستا، بزرگ نمایی قدرت آمریكا از یك طرف و ناتوان معرفی كردن جمهوری اسلامی برای مقابله با تهدیدات نظامی آمریكا از طرف دیگر و در نتیجه كوتاه آمدن در برابر آمریكا از طریق تجدید نظر در سیاست های نظام به عنوان بهترین راه چاره بود . نامه سرگشاده بیش از 120 نفر از نمایندگان دوم خردادی مجلس ششم موسوم به مجلس اصلاحات به رهبر معظم انقلاب اسلامی در آستانه حمله آمریكا به عراق، با چنین هدفی نوشته شد. در آن نامه، نویسندگان با خطرناك معرفی كردن اوضاع منطقه و تهدیدات جدی علیه امنیت ملی، اینگونه اظهار داشتند كه اگر در سیاست های نظام در قبال آمریكا تجدیدنظر نشود، آمریكا به ایران حمله خواهد كرد و نتیجه این حمله اشغال ایران مانند مقطع جنگ جهانی اول و دوم و شكست انقلاب اسلامی، ساقط شدن جمهوری اسلامی و از دست رفتن همه دستاوردهای انقلاب خواهد بود! دوم خردادی ها این نامه را قبل از ارسال به دفتر مقام معظم رهبری، در اختیار خبرگزاری ها و رسانه های خارجی و شبكه های ماهواره ای قرار دادند تا این رسانه ها با فضاسازی و مرعوب ساختن مردم؛ حاكمیت را جهت تجدیدنظر در سیاست های خود در قبال آمریكا و غرب تحت فشار قرار دهند. جالب است كه در آن دوران روزنامه های زنجیره ای تنها راه دفع تهدیدات را نه مقاومت و افزایش قدرت ملی در برابر آن ، بلكه اصلاحات در داخل ایران و از جمله تغییر سیاست های اصولی نظام اسلامی در قبال نظام سلطه و به ویژه شیطان بزرگ آمریكا می دانستند. اكنون هفت سال از آن زمان می گذرد و آمریكا در منطقه خاورمیانه به یك قدرت شكست خورده و در حال افول تبدیل شده و این جمهوری اسلامی ایران است كه در قامت قدرت اول خاورمیانه ظهور كرده و دشمنان نیز به این موقعیت اعتراف می كنند.
طی چند ماه گذشته و از زمان آغاز فعالیت های انتخاباتی دوم خردادی ها، سیاه نمایی از اوضاع كشور در حوزه های اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی و طرح مجدد خطرات خارجی و تهدیدات نظامی دشمنان اوج گرفت و احزاب و گروه های افراطی دوم خردادی، سعی كردند سیاست های دولت نهم را عامل پیدایی چنین وضعیتی برای كشور معرفی كرده و اینگونه وانمود كنند كه باید در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری كسی را به صحنه آورد كه بتواند كشور را نجات داده و این اوضاع نابسامان را سامان بخشد. شرایط كشور را ویژه معرفی كردن از سوی برخی از چهره های سیاسی دوم خردادی، مقدمه ای بود برای طرح ائتلاف در جبهه دوم خرداد با هدف نجات دادن كشور از خطرات و بحران هایی كه با آن روبه رو شده است.
احزاب و گروه های سیاسی افراطی دوم خردادی مانند جبهه مشاركت، سازمان مجاهدین و عناصری از كارگزاران با طرح شعار نجات ملی اهداف خاصی را تعقیب كرده كه اهم آن عبارت است از :
1- مرعوب ساختن مردم از روند مسایل كشور و تخریب پایگاه های اجتماعی اصولگرایان به ویژه دولت نهم برای بسترسازی جهت روی آوردن مردم به سمت دوم خردادی ها.
2- ایجاد ائتلاف حداكثری میان احزاب و گروه های دوم خردادی كه در چندین انتخابات قبلی متفرق شده و یكی از دلایل شكست آنان در صحنه های انتخاباتی همین تفرقه و تشتت ارزیابی می شد.
3- معرفی كردن فردی به عنوان ناجی كشور در فضایی كه كشور بحرانی تلقی می شود.
اگر شعار «نجات ملی» از جهت طراحان و اهداف بانیان آن از یك شفافیت لازم برخوردار است ، لكن شعار و ایده «دولت وحدت ملی» از این میزان شفافیت برخوردار نیست. اكنون در فضای سیاسی كشور دیدگاه ها و نگرش های متفاوتی در مورد ارائه دهندگان این طرح و نظریه سیاسی، چگونگی و ماهیت خود این نظریه و اهداف بانیان و ارائه كنندگان آن مطرح است. شاید اظهارات هاشمی رفسنجانی و واكنش برخی از چهره های برجسته اصولگرا نسبت به این اظهارات، عمق، پیچیدگی و ظرافت موضوع را نشان می دهد.
هرچند بعد از اظهارات صریح هاشمی در مورد طرح وحدت ملی و بانیان آن، برخی از كسانیكه هاشمی از آنان نام برده بود چنین موضوعی را تكذیب كردند، لكن در واقع طرح با این عنوان ابتدا از سوی ناطق نوری مطرح گردید. به نظر می رسد این طرح از سوی چهره هایی از اصولگرایان در فضایی مطرح شده كه طراحان و شكل دهندگان آن دوم خردادی ها بودند. تحلیل دوم خردادی ها از اوضاع كشور از یكسو و رقابت های درونی جریان اصولگرایان كه از مقطع انتخابات نهم شروع شده و همچنان ادامه دارد از سوی دیگر، برخی از اصولگرایان را به سمت طرح چنین ایده ای سوق داد. اصل سناریوی دوم خردادی ها را اینگونه می توان ترسیم كرد كه احزاب و گروه های عمده و اصلی این جریان برای انتخابات دهم ریاست جمهوری به این نتیجه رسیده اند كه اولویت اول آنان باید حذف احمدی نژاد از ریاست قوه مجریه در دوره بعد باشد و به قدرت رسیدن خاتمی یا هر فرد دیگری از اصولگرایان اولویت دوم آنان محسوب می شود. دوم خردادی ها براساس چنین سناریویی به طراحی راهبردهایی پرداختند كه نتیجه آن مطرح شدن ایده ای چون طرح دولت وحدت ملی از سوی برخی از اصولگرایان گردید. در واقع می توان گفت، طرح ایده دولت وحدت ملی، تحت تاثیر ایده دولت نجات ملی و آن هم با كارگردانی پشت صحنه عناصری از دوم خردادی ها، یا چهره ها و حلقه های واسط انجام گرفت.
درخصوص نیروهای تشكیل دهنده دولت وحدت ملی دیدگاه های متفاوتی مطرح شده است. در یك دیدگاه، طراحان و مدافعان ایده دولت وحدت ملی ، بر مشاركت نیروهای اصولگرا از طیف های مختلف در این دولت تصریح و تاكید دارند و از آن نیز با عنوان دولت یا كابینه ائتلافی نام می برند. برخی از نیروهای دوم خردادی، بر این نكته تاكید و تصریح دارند كه دولت وحدت ملی می تواند تركیبی از نیروهای هر دو جریان اصولگرا و دوم خردادی باشد. همانطور كه اشاره شد رمضان زاده سخنگوی دولت خاتمی در طرح شعار دولت نجات ملی، بر این نكته تاكید می كند كه شرایط كشور به گونه ای است كه باید نیروهای دلسوز از هر دو جریان ائتلاف نمایند تا بتوان كشور را از این مرحله بحرانی عبور داد. عمدتا نیروهای مدافع دولت وحدت ملی یا نجات ملی در اردوگاه دوم خردادی برای شكست اتحاد و اجماع اصولگرایان در انتخابات دهم ریاست جمهوری اینگونه تحلیل می كنند كه كشور دچار بحران شده و نیروهای مدافع انقلاب از هر دو جریان باید با توافق بر روی یك چهره معتدل مثل حسن روحانی، ولایتی و ... برای انتخابات ریاست جمهوری كشور را از این حالت بحرانی خارج سازند. غلامحسین كرباسچی در مراسم اختتامیه كنگره كارگزاران با صراحت از ایده دولت وحدت ملی دفاع و آن را برای كشور مفید ارزیابی كرد و گفت:« نیروهای دلسوز دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا كه همه فرزندان این كشور هستند، می توانند ائتلاف كنند. البته طبیعی است كه در این زمینه حداقل تضمین هایی باید وجود داشته باشد كه به مذاكرات فشرده نیاز دارد، اما باید دلسوزانه به نتایجی رسید تا چهره های دلسوز ملی و مورد قبول مردم در دو جناح نتایجی را كسب كنند.»
«دولت وحدت ملی، از اساس مقوله ای متفاوت از وحدت ملی یا همبستگی اجتماعی است. افرادی كه دولت نجات ملی یا دولت وحدت ملی را مطرح می كنند، تحت تاثیر این تحلیل قرارگرفته اند كه اوضاع كشور بحرانی است و عامل پیدایی این بحران را نیز دولت نهم معرفی می كنند. آنان بر این باورند كه باید دولت وحدت ملی را برای برون رفت از مشكلات و بحران كنونی ، جایگزین دولت نهم كرد. اما سوال این است كه چگونه دولتی كه براساس این قبیل تحلیل ها و سیاه نمایی ها عامل بحران شده ، طی سه سال گذشته همواره مورد حمایت های خاص رهبر معظم انقلاب اسلامی قرار گرفته است. همه صاحب نظران بر این اتفاق هستند كه غربی ها و به ویژه آمریكایی ها همواره طی 30 سال گذشته در كشور ایران سیاست بحران آفرینی را دنبال كرده و از عوامل بحران ساز در ایران حمایت كرده اند. اگر دولت نهم باعث پیدایی بحران در ایران شده و ادامه این سیاست ها كشور ایران را با بن بست مواجه خواهد ساخت، علی القاعده باید غربی ها و آمریكایی ها از تداوم حضور احمدی نژاد و دولت نهم در قدرت خشنود باشند و به تحقق این امر كمك كنند. لكن برعكس همگان شاهد عصبانیت غربی ها از به قدرت رسیدن احمدی نژاد بوده و آشكار تلاش می كنند كه مخالفین اصولگرایان یا غیر از احمد ی نژاد فرد دیگر به قدرت برسد... بنابراین تمامی نیروهای اصولگرا باید در قبال هر ایده و نظریه سیاسی با هوشیاری عمل كرده و انسجام خود را برای پیشبرد آرمانهای انقلاب حفظ نمایند».
هفتهنامه «صبح صادق» ارگان رسمی سپاه پاسداران با انتشار مطلبی تحت عنوان «دولت نجات ملی- دولت وحدت ملی» مخالفت خود را با این طرح اعلام کرد و نوشت : شعار «نجات ملی» از سوی گروه های دوم خردادی در ماه های گذشته و مرتبط با مباحث انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری مطرح گردید. البته پیش از این و در سال گذشته و در آستانه انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی نیز همین شعار از سوی گروه های دوم خردادی مطرح گردید و جریان دوم خرداد ، در آن انتخابات سعی داشت با ارائه یك تحلیل خاص از اوضاع كشور و شرایط منطقه ای و بین المللی ایران، ضرورت تشكیل مجلسی با عنوان «مجلس نجات ملی» را به اثبات برساند. شعار نجات ملی برای انتخابات مجلس هشتم برای طراحان آن ثمری نداشت و اكنون آنان به دنبال بهره گیری از این شعار در انتخابات ریاست جمهوری هستند. شعار «نجات ملی» بر این فرض و تحلیل استوار است كه كشور در بدترین شرایط قرار گرفته و خطرات جدی منافع ملی و امنیت ملی را تهدید می نماید و جریان های سیاسی در شرایط كنونی، باید در فكر نجات كشور باشند. در انتخابات مجلس هشتم، دوم خردادی ها اینگونه وانمود می كردند كه اكثریت مجلس هفتم كه نمایندگان اصولگرا بودند، به گونه ای رفتار كرده كه كشور را با وضعیت شكننده و خطرناكی روبه رو كرده اند و باید مردم افرادی را روانه مجلس هشتم نمایند كه قابلیت كنترل اوضاع سیاسی كشور برای رهایی از خطرات در واقع نجات كشور را داشته باشند.
دوم خردادی ها طی سالهای اخیر، همواره سعی كرده اند اوضاع كشور را بحرانی نشان داده و اینگونه وانمود نمایند كه اصولگرایان و به ویژه دولت نهم عامل پیدایی این شرایط بحرانی و خطرناك برای كشور هستند. البته به كارگیری این شگرد و یا راهبرد مبتنی بر مرعوب سازی مردم از سوی دوم خردادی ها برای پیشبرد اهداف موردنظرشان، تازگی نداشته و حتی زمانی كه دو قوه مجریه و مقننه را در اختیار داشتند به چنین استراتژی متوسل شده بودند. دوم خردادی ها در سالهای 1376 تا 1384 برای تحقق شعارهای ساختارشكنانه خود تحت عنوان اصلاحات، كشور را مواجه با بحران های جدی خارجی و داخلی معرفی كرده و اصلاحات را تنها راه نجات كشور معرفی می كردند. مروری بر روزنامه های زنجیره ای در این سالها، بررسی بیانیه های كنگره های حزب مشاركت ، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و دیگر احزاب دوم خردادی، تحلیل محتوای سخنرانی ها و مصاحبه های چهره های برجسته و افراطی دوم خردادی مانند حجاریان، عبدی، تاج زاده، آغاجری ، بهزاد نبوی، آرمین، مزروعی، علوی تبار و تحكیم وحدتی های رادیكال، در طی آن سالها، نشان می دهد كه دوم خردادی ها چگونه تلاش كردند تا با ترساندن مردم مسیر اصلاحات موردنظر خود را هموار سازند و با جلب حمایت مردم برای چنین اصلاحاتی، مخالفین خود را وادار به عقب نشینی نمایند.
یكی از اهداف دوم خردادی ها در دوران موسوم به اصلاحات، برقراری رابطه با آمریكا تحت عنوان تنش زدایی و عدول از سیاست ظلم ستیزی و استكبار انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران بود. از راهبردهای دوم خردادی ها در این راستا، بزرگ نمایی قدرت آمریكا از یك طرف و ناتوان معرفی كردن جمهوری اسلامی برای مقابله با تهدیدات نظامی آمریكا از طرف دیگر و در نتیجه كوتاه آمدن در برابر آمریكا از طریق تجدید نظر در سیاست های نظام به عنوان بهترین راه چاره بود . نامه سرگشاده بیش از 120 نفر از نمایندگان دوم خردادی مجلس ششم موسوم به مجلس اصلاحات به رهبر معظم انقلاب اسلامی در آستانه حمله آمریكا به عراق، با چنین هدفی نوشته شد. در آن نامه، نویسندگان با خطرناك معرفی كردن اوضاع منطقه و تهدیدات جدی علیه امنیت ملی، اینگونه اظهار داشتند كه اگر در سیاست های نظام در قبال آمریكا تجدیدنظر نشود، آمریكا به ایران حمله خواهد كرد و نتیجه این حمله اشغال ایران مانند مقطع جنگ جهانی اول و دوم و شكست انقلاب اسلامی، ساقط شدن جمهوری اسلامی و از دست رفتن همه دستاوردهای انقلاب خواهد بود! دوم خردادی ها این نامه را قبل از ارسال به دفتر مقام معظم رهبری، در اختیار خبرگزاری ها و رسانه های خارجی و شبكه های ماهواره ای قرار دادند تا این رسانه ها با فضاسازی و مرعوب ساختن مردم؛ حاكمیت را جهت تجدیدنظر در سیاست های خود در قبال آمریكا و غرب تحت فشار قرار دهند. جالب است كه در آن دوران روزنامه های زنجیره ای تنها راه دفع تهدیدات را نه مقاومت و افزایش قدرت ملی در برابر آن ، بلكه اصلاحات در داخل ایران و از جمله تغییر سیاست های اصولی نظام اسلامی در قبال نظام سلطه و به ویژه شیطان بزرگ آمریكا می دانستند. اكنون هفت سال از آن زمان می گذرد و آمریكا در منطقه خاورمیانه به یك قدرت شكست خورده و در حال افول تبدیل شده و این جمهوری اسلامی ایران است كه در قامت قدرت اول خاورمیانه ظهور كرده و دشمنان نیز به این موقعیت اعتراف می كنند.
طی چند ماه گذشته و از زمان آغاز فعالیت های انتخاباتی دوم خردادی ها، سیاه نمایی از اوضاع كشور در حوزه های اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی و طرح مجدد خطرات خارجی و تهدیدات نظامی دشمنان اوج گرفت و احزاب و گروه های افراطی دوم خردادی، سعی كردند سیاست های دولت نهم را عامل پیدایی چنین وضعیتی برای كشور معرفی كرده و اینگونه وانمود كنند كه باید در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری كسی را به صحنه آورد كه بتواند كشور را نجات داده و این اوضاع نابسامان را سامان بخشد. شرایط كشور را ویژه معرفی كردن از سوی برخی از چهره های سیاسی دوم خردادی، مقدمه ای بود برای طرح ائتلاف در جبهه دوم خرداد با هدف نجات دادن كشور از خطرات و بحران هایی كه با آن روبه رو شده است.
احزاب و گروه های سیاسی افراطی دوم خردادی مانند جبهه مشاركت، سازمان مجاهدین و عناصری از كارگزاران با طرح شعار نجات ملی اهداف خاصی را تعقیب كرده كه اهم آن عبارت است از :
1- مرعوب ساختن مردم از روند مسایل كشور و تخریب پایگاه های اجتماعی اصولگرایان به ویژه دولت نهم برای بسترسازی جهت روی آوردن مردم به سمت دوم خردادی ها.
2- ایجاد ائتلاف حداكثری میان احزاب و گروه های دوم خردادی كه در چندین انتخابات قبلی متفرق شده و یكی از دلایل شكست آنان در صحنه های انتخاباتی همین تفرقه و تشتت ارزیابی می شد.
3- معرفی كردن فردی به عنوان ناجی كشور در فضایی كه كشور بحرانی تلقی می شود.
اگر شعار «نجات ملی» از جهت طراحان و اهداف بانیان آن از یك شفافیت لازم برخوردار است ، لكن شعار و ایده «دولت وحدت ملی» از این میزان شفافیت برخوردار نیست. اكنون در فضای سیاسی كشور دیدگاه ها و نگرش های متفاوتی در مورد ارائه دهندگان این طرح و نظریه سیاسی، چگونگی و ماهیت خود این نظریه و اهداف بانیان و ارائه كنندگان آن مطرح است. شاید اظهارات هاشمی رفسنجانی و واكنش برخی از چهره های برجسته اصولگرا نسبت به این اظهارات، عمق، پیچیدگی و ظرافت موضوع را نشان می دهد.
هرچند بعد از اظهارات صریح هاشمی در مورد طرح وحدت ملی و بانیان آن، برخی از كسانیكه هاشمی از آنان نام برده بود چنین موضوعی را تكذیب كردند، لكن در واقع طرح با این عنوان ابتدا از سوی ناطق نوری مطرح گردید. به نظر می رسد این طرح از سوی چهره هایی از اصولگرایان در فضایی مطرح شده كه طراحان و شكل دهندگان آن دوم خردادی ها بودند. تحلیل دوم خردادی ها از اوضاع كشور از یكسو و رقابت های درونی جریان اصولگرایان كه از مقطع انتخابات نهم شروع شده و همچنان ادامه دارد از سوی دیگر، برخی از اصولگرایان را به سمت طرح چنین ایده ای سوق داد. اصل سناریوی دوم خردادی ها را اینگونه می توان ترسیم كرد كه احزاب و گروه های عمده و اصلی این جریان برای انتخابات دهم ریاست جمهوری به این نتیجه رسیده اند كه اولویت اول آنان باید حذف احمدی نژاد از ریاست قوه مجریه در دوره بعد باشد و به قدرت رسیدن خاتمی یا هر فرد دیگری از اصولگرایان اولویت دوم آنان محسوب می شود. دوم خردادی ها براساس چنین سناریویی به طراحی راهبردهایی پرداختند كه نتیجه آن مطرح شدن ایده ای چون طرح دولت وحدت ملی از سوی برخی از اصولگرایان گردید. در واقع می توان گفت، طرح ایده دولت وحدت ملی، تحت تاثیر ایده دولت نجات ملی و آن هم با كارگردانی پشت صحنه عناصری از دوم خردادی ها، یا چهره ها و حلقه های واسط انجام گرفت.
درخصوص نیروهای تشكیل دهنده دولت وحدت ملی دیدگاه های متفاوتی مطرح شده است. در یك دیدگاه، طراحان و مدافعان ایده دولت وحدت ملی ، بر مشاركت نیروهای اصولگرا از طیف های مختلف در این دولت تصریح و تاكید دارند و از آن نیز با عنوان دولت یا كابینه ائتلافی نام می برند. برخی از نیروهای دوم خردادی، بر این نكته تاكید و تصریح دارند كه دولت وحدت ملی می تواند تركیبی از نیروهای هر دو جریان اصولگرا و دوم خردادی باشد. همانطور كه اشاره شد رمضان زاده سخنگوی دولت خاتمی در طرح شعار دولت نجات ملی، بر این نكته تاكید می كند كه شرایط كشور به گونه ای است كه باید نیروهای دلسوز از هر دو جریان ائتلاف نمایند تا بتوان كشور را از این مرحله بحرانی عبور داد. عمدتا نیروهای مدافع دولت وحدت ملی یا نجات ملی در اردوگاه دوم خردادی برای شكست اتحاد و اجماع اصولگرایان در انتخابات دهم ریاست جمهوری اینگونه تحلیل می كنند كه كشور دچار بحران شده و نیروهای مدافع انقلاب از هر دو جریان باید با توافق بر روی یك چهره معتدل مثل حسن روحانی، ولایتی و ... برای انتخابات ریاست جمهوری كشور را از این حالت بحرانی خارج سازند. غلامحسین كرباسچی در مراسم اختتامیه كنگره كارگزاران با صراحت از ایده دولت وحدت ملی دفاع و آن را برای كشور مفید ارزیابی كرد و گفت:« نیروهای دلسوز دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا كه همه فرزندان این كشور هستند، می توانند ائتلاف كنند. البته طبیعی است كه در این زمینه حداقل تضمین هایی باید وجود داشته باشد كه به مذاكرات فشرده نیاز دارد، اما باید دلسوزانه به نتایجی رسید تا چهره های دلسوز ملی و مورد قبول مردم در دو جناح نتایجی را كسب كنند.»
«دولت وحدت ملی، از اساس مقوله ای متفاوت از وحدت ملی یا همبستگی اجتماعی است. افرادی كه دولت نجات ملی یا دولت وحدت ملی را مطرح می كنند، تحت تاثیر این تحلیل قرارگرفته اند كه اوضاع كشور بحرانی است و عامل پیدایی این بحران را نیز دولت نهم معرفی می كنند. آنان بر این باورند كه باید دولت وحدت ملی را برای برون رفت از مشكلات و بحران كنونی ، جایگزین دولت نهم كرد. اما سوال این است كه چگونه دولتی كه براساس این قبیل تحلیل ها و سیاه نمایی ها عامل بحران شده ، طی سه سال گذشته همواره مورد حمایت های خاص رهبر معظم انقلاب اسلامی قرار گرفته است. همه صاحب نظران بر این اتفاق هستند كه غربی ها و به ویژه آمریكایی ها همواره طی 30 سال گذشته در كشور ایران سیاست بحران آفرینی را دنبال كرده و از عوامل بحران ساز در ایران حمایت كرده اند. اگر دولت نهم باعث پیدایی بحران در ایران شده و ادامه این سیاست ها كشور ایران را با بن بست مواجه خواهد ساخت، علی القاعده باید غربی ها و آمریكایی ها از تداوم حضور احمدی نژاد و دولت نهم در قدرت خشنود باشند و به تحقق این امر كمك كنند. لكن برعكس همگان شاهد عصبانیت غربی ها از به قدرت رسیدن احمدی نژاد بوده و آشكار تلاش می كنند كه مخالفین اصولگرایان یا غیر از احمد ی نژاد فرد دیگر به قدرت برسد... بنابراین تمامی نیروهای اصولگرا باید در قبال هر ایده و نظریه سیاسی با هوشیاری عمل كرده و انسجام خود را برای پیشبرد آرمانهای انقلاب حفظ نمایند».

No comments:
Post a Comment